
| از تناقض خوشم میاد....
از اینکه چیزای متناقض و با هم بخوای! از اینکه وقتی یه نفر دو تا از خواسته هات و می شنوه چشاش گرد بشه! نه واسه گرد شدن چشای طرف واسه اینکه می تونی دوتا چیزی که بهم نمی خوره را با هم بخوای...با هم دوست داشته باشی! واسه اینکه این تونستنه خیلی سخته! واسه اینکه همه کس نمی تونه! واسه اینکه من.........
/-متناقض باش تا کامروا شوی!(باور کن) //-هنوز (به قول منا)مستفرغ نشدم ///-کسی که ارامش بعداز استفراغ و نچشیده باش عمرا زیر بار سختیه استفراغ کردن نمیره!
.................................
بعضی وقتا ادم اینقدر از در و همسایه خجالت میکشه که روش نمیشه حتی بیاد تو خونه خودش! مثل الان من که از شما ها خجالت میکشم از بس دیر به دیر میام اینجارو تر تمیز میکنم! اما در عوض حالا که دیر اومدم واستون یه مسابقه تازه اوردم مسابقه اینطوریه که من یه داستان که همتون تا حالا شنیدین و میگم به جز چند خط اخرش و شماها هر جور دوست دارین یا دوست داشتین تموم بشه تمومش کنین! می تونین با یه کلمه تمومش کنین یا با یه جمله یا با چند خط (فقط دیگه از ۵ـ۴ خط بیشتر نشه) و اما داستان ای هفته.... یه روز یه روباه خوشگل (که نمیدونم مکار بود یا مهربون) داشت تو جنگل قدم میزد و واسه خودش صفا میکرد! یه دفعه چشمش خورد به یه زاغ که بالای یه درخت نشسته بودو یه قالب پنیر به دهنش بود روباه قصه ما رفت زیر درختی که زاغ روش نشسته بود و..........
+تاریخ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:36 قبل از ظهر
نویسنده بی تبار
|
همیشه از احساسی که بعد از استفراغ کردن به ادم
دست میده خوشم می یومده بعداز اون حالت تهوع شدید وقتی ادم استفراغ میکنه انگار وجودش اروم میگیره. چند وقتیه حالت تهوع دارم! چند وقتیه منتظرم استفراغ کنم تا اروم بشم اما نمی کنم! حتی دستمم تا مچ کردم تو حلقم اما بازم فایده ای نداشت
کسی راه دیگه ای سراغ نداره؟؟!!
ـ ....... ـاتفاقا کلمه قشنگیه "استفراغ" . . . .......................................////// میبینم که همتون منتظرین!! اما این هفته از برنده و جایزه خبری نیست در عوض میخوام براتون از بی تبار بگم! من میگم دیگه با خودتون که ببینین چقدر در موردش درست فکر میکردین.
بی تبار نه پسر نه موهاش فرفریه نه تیشرت راه راه می پوشه و نه ..... بی تبار یه دختر یه دختر ۳ـ۲۲ ساله سعی میکنه مهربون باشه و گاهی ام به قول خاکستر داغ کله شق! لوس نیست و تو دنیای واقعی هم به اندازه اینجا شیطون نیست شاید به قول بعضیاتون بی تبار عاشق باشه(شاید) اما مغرور نیست...اینو مطمئنم! گاهی وقتا اینقدر پر حوصله میشه که خودشم حوصله اش از خودش سر میره و گاهی ام به شکل باور نکردنی بی حوصله! دوست داره دوستای زیادی داشته باشه معمولا با همه سازگاره و دیر میشه با کسی مشکل پیدا کنه گاهی وقتا در مورد بعضی چیزا فوق العاده حساس میشه! چیزایی که می خواد داشته باشه گاهی وقتا به نظر بقیه با هم جور در نمیاد اما خودش مطمئنه با هم منافاتی ندارن! صدای اشنا حرف جالبی در موردش زده بود...گفته بود: " سوالات و معماها اندر سر خویش فراوان دارد حالش چونان تشنه گم کرده راهیست که بوی اب را میشناسد و سرابهارا بارها تجربه کرده است" همینطور اش کشک که نوشته بود: "گاهی میتوان او را در دنیای مجازی با همان رنگ و بوی واقعیش دید. بی تبار صاحب سبکی است که قالب سیاه بر تنش زار میزند. تناقض از سر و رویش میبارد اما دم نمیزند!" نظری که این دوتا در مورد بی تبار داده بودن خیلی جالب بود.فکر نمیکردم تو دنیای مجازی با این اتباط محدود ادما بتونن همو اینقدر خوب بشناسن! دیگه اینکه بی تبار شدیدا به همتون وابسته شده و میترسه از روزی که چیزی باعث جداییش از شماها بشه......
ـمیخواستم عکس بی تبارم براتون بذارم اما ترسیدم سردیتون کنه گفتم باشه واسه بعدا!!!!
+تاریخ یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 12:41 بعد از ظهر
نویسنده بی تبار
|
حالمان بد است.....
خواهیم امد خواهیم نوشت
ـ شاید زود ـ ........... ـمثلا حالت تهوع!
+تاریخ پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 7:19 بعد از ظهر
نویسنده بی تبار
|
|
|