تبليغاتX
در استانه حیرت

در استانه حیرت

*هیچی به اندازه مریضی یکی از اعضای خانواده و ناراحتی و سختیه مامان

دیونه ام نمیکنه!

*داداشه رفت و یک ماه ما شروع شد

*تو خوبی....خیلی زیاد...میخوای که خوب باشی و این خواستنت خیلی

خوشحالم میکنه

* با اینکه دوستای خوبی دارم اما گاهی وقتا دوستای مجازی رو به اونا ترجیح

میدم

*روزام داره با یه دست اندازای کوچیک میگذره...تقریبا خنثی....این خنثی بودن

داره ازارم میده

* با اینکه 5-6 هفته از شروع ترم گذشته اما هنوزم نمی تونم با بعضی درسا و صد

البته استاداش کنار بیام! واقعا نمیدونم چیکار کنم!!

* این روزا بیش از حد به خودم گیر میدم و خودم و سرزنش میکنم و این زیاد خوب نیس

* هنوز یکی از بزرگترین لذت ها واسم تو فصل پاییز اینکه ساعت 6-7 شب تو اتوبوس

تو همون مسیر خاص رو همون صندلی کنار شیشه بشینم و ادمارو نگاه کنم و

حرکاتشون و ببلعم!

* از اینکه دوستای مجازیمو ببینم و تصوراتم با واقعی شدنشون خراب بشه به شدت

میترسم

* 78 روز دیگه تا روز تو!

 

+تاریخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 9:38 بعد از ظهر نویسنده بی تبار |

* وقتی به بعضیا نگاه میکنم از خودم بدم میاد

* تا یه هفته پیش فکرشم نمیکردم اینقد دیوونه ی این داداش اخری باشم

* هنوزم باورم نمیشه من رفتم دندون کشیدم!

* حتما باید برم پیش یه مشاور

* برادر زادهه از مالزی برگشت...دلم براش یه ذره شده...هنوز ندیدمش

* میگم میشه لطفا یکم مهربونتر بشی....میگی مسلمه که نه! (به گند بودن

خودت ایمان داری ...من به خوب بودنت!)

* داداش بزرگه ۱ ماه میره مکه.... من و مهدی و ۲تا برادر زاده ها...مطمئنا یک ماه

فوق العاده خوبی میشه!

(این مهدی همون داداش اخریه اس یه وقت ته دیگ درست نکنین!)

* کاش یکم بی خیال تر بودم!

* زن داداشه از دست داداشه ناراحته....میاد به من میگه....من به شدت

 ازش طرفداری میکنم!

* از دخترایی که همه همّ و غم شون یاد گرفتن طرز تهیه انواع ژله و ترشی و

ماکارونیه حالم بهم میخوره! و درست یکی از همین دخترای حال بهم زن کنارمه!

سعی میکنم ازش بدم نیاد البته تا زمانی که  بهم نگفته تو به پوچی رسیده!(و از

نظر اون دلیل به پوچی رسیدن من جذاب نبودن تهیه ی ماکارونی با گوجه و مرغه!!!)

* وقتی ۴تا دختر تنها تو یه خونه باشن چیکار میکنن؟!

ما که از ساعت ۱۱شب تا ۶ صبح یه ریز خندیدیم ساعت ۸ هم پاشدیم رفتیم بیرون!

* من دوست دارم روزی ۵تا لیوان چایی بخورم

* وقتی نمیتونم بفهمم چه احساسی داری اعصابم بهم میریزه

* من همیشه خوبم...حتی به ظاهر.....طاقت اینکه بقیه بخاطر من ناراحت بشن

و ندارم

* این مدت که نبودم کامپیوترم خراب بود البته الانم همچین سالمه سالم نیست!

+تاریخ پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:52 بعد از ظهر نویسنده بی تبار |