تبليغاتX
در استانه حیرت - لیمو شیرین تلخ من!

در استانه حیرت

دقیقا شبیه لیمو شیرینی!

یه شیرینی لذت بخش و دوست داشتنی که زیاد دووم نمیاره

بعدش یه تلخی که تموم دهن ادم و پر میکنه

تنها تفاوتتون اینکه لیمو شیرین طبیعتش اینطوریه اما تو خودت

داری کاری میکنی که اینطوری باشی!

اما نمیدونی من با تمام وجود تلخی این لیمو شیرین و میبلعم!!

 

 

 

...................................

-/ حرفام و با خدا زدم٬هرکاریم فک میکردم باید انجام بدم انجام دادم

حالا نوبت اونه که جوابم و بده ٬ چشام میخ شده به دهنش٬ حتی

دعا هم نمیکنم!

-//جو وبلاگستان یه جوری شده!

-/// هر ماهی یه سنگ خوش یمن داره ٬ کی میدونه سنگ ماه اردیبهشت چیه؟

-////  پست قبلی و بخاطر قولی که به یه دوست داده بودم نوشتم وگرنه من

بلد نیستم از این پست ها بنویسم

-///// یه قوطی کبریت و تصور کنین که همه چوب کبریتای داخلش سالمن

به جز یکی که سرش سوخته.

حالا یه جمله واسه این چیزی که تصور کردین بگین!

-////// اصلا کارای بی تبار یک سال پیش و درک نمیکنم!

-/////// اینقد این سریال جومونگ و دوست ندارم٬کی تموم میشه پس؟!

-//////// چند روزیه یه موجودات بسیار ریزی تو اتاقم میبینم٬فکر

نمیکنم ربطی به این داشته باشه که حدود ۳ ماهه اتاقم و جارو

 نزدم٬داره؟!

-//////// شدیدا اخلاقش خوبه

شدیدا خوش خنده اس

شدیدا دوسش میدارم

شدیدا مهربونه

شدیدا با جنبه اس

شدیدا فکر اینکه ممکنه یه روزی ازش بی خبر باشم اذیتم میکنه

هرکی گفت کیه؟!

-////////// یک عدد لبخندی گم شده کسی پیداش کرد جای من خفه اش کنه!!

+تاریخ پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:18 بعد از ظهر نویسنده بی تبار |