تبليغاتX
در استانه حیرت - یه پست دراز!

در استانه حیرت

به دستات نگاه کن٬اگه ناخناتو همین دیروز پریروز نگرفته

باشی میبینی٬ ناخن داری٬ میتونی چنگ بزنی! همیشه

می تونستی....

دندوناتو رو هم فشار بده٬ اونقد که فکت درد بگیره٬میبینی؟

دندون داری! می تونی باهاش گاز بگیری٬ یه گاز حسابی....

دستتو مشت کن٬زودباش مشت کن٬ ببین! شکستن

استخون فک که از مشت راحت بر میاد!

حالا به پات نگاه کن٬اهان! نوک انگشتاش نرمند اره؟ مشتم

نمیتونی بکنی پاهاتو نه؟ اما کفش که میتونی بپوشی! کفش

همیشه پنجه بکس پا بوده! باهاش میتونی قلم پارو خرد کنی میتونی

با یه لگد بکوبی تو دهنه هر کی که افتاده باشه......

خیلی کارا میتونی بکنی٬حواست نبود نه؟!

تا حالا اینقد فکر نکرده بودی که چه کارایی ازت بر میاد.

حالا غیر از اینا هم هست٬از همه اینا مهمتر.....

بعضی وقتا می تونی با یه کلمه حرف حساب شده کار کنی که تموم

 زخمهای چرکی روح طرف مقابلت سر باز کنه٬زخمهای کاری که شاید

تا اخر عمرم خوب نشه!

بازم هست٬خیلی کارا میتونی بکنی که تا حالا اینقد واضح همشون و

یه جا ندیده بودی!

حالا که همه رو با هم دیدی میتونی از همشونم یه جا دل بکنی؟؟؟

اگه تونستی اونوقت کار مهمی کردی!

ادمی که ازار نمیرسونه چون بلد نیست یا حواسش نیست که هنر نکرده٬

کسی هنر کرده که بدونه و بتونه و نکنه!

 

 

.........................................

-/ نمی دونم چرا این پست و گذاشتم٬اصلا نمیدونم چرا هیچ کدوم

پستام بهم نمیخوره اما من همینطوری دوس دارم!اینکه هرچی

دلم خواست بنویسم٬اینکه خودم و محدود به موضوع کلی وبلاگم

نکنم!

-// من به یه نتیجه ای رسیدم: اینکه اصلا لازم نیست ادم برا تک

تک قدمهایی که میخواد بر داره هدف داشته باشه!فقط کافیه هر

کاری می خواد بکنه با فکر باشه و درست اون کارو انجام بده اینطوری

هم بیشتر لذت میبره هم نتیجه بهتری میگیره٬باور کنین!

-/// امشب و که همه میدونین چه شبیه؟! همدیگرو فراموش نکنین!

-//// من کلی فک و فامیل پیدا کردم اینجا:

خواهرم

           که وحشتناک دوسش دارم و اگه ببینمش حتما قورتش

           میدم! هیچوقت فک نمیکردم داشتن خواهر اینقد لذت

           بخشه (اما بین خودمون بمونه٬فعلا یکم از دست شاکیه!)

شوهر خواهرم

           که اصلا کسی به مهربونی اون وجود نداره

           (بازم بین خودمون بمونه٬ اونم از دستم یه جورایی ناراحته

           اما نمیدونم چرا اینقد زیاد؟؟؟!!! بابا بخدا من کاری نکردم! :( )

پسر عموم

          که اگه بگی یه ثانیه طاقت دوریش و دارم ندارم!

          تازگیا وکیلمم شده!! :)

پسر عمه ام

            که چند روز بیشتر نیس پسر عمه ام شده و من کللللللی

            دوسش میدارم!

دختر خاله ی پسر عموم

            که خیلی دلم براش تنگ شده و معلوم نیست کجاس؟!

خواهر شوهرم

            که فقط میخواد من و بچزونه و نمیذاره ما زندگیمون و بکنیم

             اما با تمام این کاراش من بازم هلاکشم! :)

خودم جون

            که در واقع خود خودمه فقط چند سال کوچیکتر!

 

البته در صدد هستم که این فک و فامیل و گسترش بدم!

منظور اینکه اگه کسی مایل بود بگه من خودم سریعا یه نسبت

فامیلی باهاش پیدا میکنم!

-///// اینکه بفهمین این فامیلم که اسمشون و اینجا گفتم کی هستن و

اسم وبلاگاشون چیه اصلا کاره سختی نیست٬فقط کافیه یه چرخی

تو کامنت دونیم بزنین.

-////// خدایا کسایی که خوابشون برده رو بیدار کن و اون کسایی هم

که خودشون و زدن به خواب کاری کن خوابشون ببره تا حداقل بشه

بیدارشون کرد!

-/////// یک عدد علی گم شده از یابنده تقاضا میشود با شماره ی

صفر نهصدوبی تبار تماس بگیرد

به یابنده مژدگانی خوبی داده میشود (الکی میگما)

+تاریخ پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:58 قبل از ظهر نویسنده بی تبار |